على محمدى
418
شرح اصول استنباط ( فارسى )
اشكال اوّل : شما فرموديد : تنها خبر واحد مؤمن ثقه عدل حجت است و خبر غيرمؤمن حجت نيست در حالى كه ما رواياتى داريم كه با صراحت يا اشاره دلالت مىكنند بر جواز اخذ به روايات غيرمؤمن عدلى به عنوان نمونه به دو قضيه اشاره مىكنيم : الف : هنگاميكه از امام حسن عسكرى سئوال شد : منازل ما پر است از كتب حديث بنى فضال ( كه فطحى مذهب بودند ) حال با اين كتب چه كنيم ؟ حضرت در جواب فرمودند : خذوا ما رووا و ذروا ما رأوا يعنى آنچه را كه به عنوان روايت نقل كردهاند و گفته عن الباقر ( ع ) و عن الصادق ( ع ) كذا و كذا بدان اخذ كنيد و امّا آنچه را به عنوان رأى و فتواى خودشان بيان كردند آن را رها كنيد ( زيرا كه شما مقلد آنان كه نيستيد ) حال اين روايت دلالت مىكند بر اينكه لازم نيست راوى امامى عدل باشد بلكه به روايات غيرمؤمن يا غيرمستكمل الايمان هم مىتوان اخذ كرد شماى مصنف از اين دسته چه جواب مىدهيد ؟ مصنف در جواب فرموده : اوّلا خود اين سخن امام عسكرى شهادتى است از امام معصوم مبنى بر صدق اخبار كتب بنى فضال و واضح است كه وقتى شهادت معصوم پشتوانه خبرى شد از هرجهت ارزشمند شده و محفوف به قرينه مىشود و انسان يقين به صدق آنها پيدا مىكند و بحث ما در خبر واحدى است كه اينچنين نباشد . و ثانيا اصولا پسران فضال كتب حديث خود را در دوران استقامت و قبل از اعوجاج و انحراف از حق نوشته بودند و به آن اعتبار اخبار آنها خبر واحد مؤمن و ثقه بوده و منافاتى با مسئله ما نداشته بلكه كاملا منطبق است .